پگاه بهانه گير

 

من دو هفته ای هست که خیلی بد اخلاق شدم.07.gif

 صبحها بد از خواب بلند می شم.20.gif

 هر روز یه بهانه ای میارم که مهد کودک نرم... یه روز میگم بریم خونه مامان نرگس... یه روز میگم سرم درد می کنه .... یه روز دلم و.....34.gif

البته مامان به هیچ کدوم از بهانه های من توجهی نمی کنه و منو می بره مهد کودک...

 دم در مهد کودک هم به مامان می چسبم و گریه می کنم که به مهد نرم و واقعا اعصابشو اول صبحی خرد می کنم... پویا و پایا هم میگن بهم که مامانی رو ولش کن بزار بره سر کار الان دیرش میشه13.gif ولی من جلوی اونا بازم به مامان گیر می دم.

بعد از ظهر هم که میان دنبالم اولش خوبم ولی بعد بهانه گیریم شروع میشه.... 46.gifاگه مامان بخواد بره خونه مامان نرگس. میگم بریم خونه خودمون و اگه بخواد بره خونه میگم باید منو بزاره خونه مامان نرگس... سر مامان و بابا و مامان نرگس و بابا عباس( مامان و بابای مامان هستن) و داداشی ها و همه اونایی که بر خلاف حرف من حرفی بزنن حالا دایی باشه عمو باشه بچه یا بزرگ داد میزنم .47.gif زود حوصله ام از هر بازی و کاری سر میره  و بهانه می گیرم..47.gif  .

اصلا دوست دارم گاهی گریه کنم....20.gif و  مامان بیشتر از همه نگرانه.... چون هم حوصله اش از کارای من سر میره و هم فکر میکنه پویا و پایا هم از من یاد میگیرن... که اینطور هم هست و اونام گاهی حرفای منو تکرار می کنن.....04.gif

 امروز مامان با مهد صحبت کرده تا ببینه من اونجام همینطوری ام یا نه؟ و مربیم گفته من تو کلاس واقعا عادی هستم و خوب.............. 09.gif

مامانی باید چیکار کنه؟ من باید چیکار کنم؟39.gif

تازه فکر نکنین مامان به من توجه نمی کنه ها.... هر چی می خره ۳ تا است هم واسه داداشی ها هم واسه من... من اجازه دارم هر جا بخوام برم ولی داداشی ها نه.... هر تعریف و تمجیدی هم باشه اولیش مال منه هر چند الکی باشه 03.gifمامان فعلا تصمیم گرفته دیگه من هر چی خواستم تحویلم نگیره تا کمی قدر شناس بشم... بنظرتون کار خوبیه؟؟؟

تازه تو مهمونی هم همینطورم و مامان از کارای من بیشتر حرص می خوره 14.gif

به من و مامان کمک کنین....25.gif

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهادبابای پارسا آيسا ومهسا

راستی يادم رفت سر بابا و مامان هم دعوا می کنن من وقتی ميام خونه هردوشون می دون ميان جلو يکيشون يه طرف شلوارمو ميگيره ميگه با با ماله منه اون يکی هم اون طرفو بعد با يک دستشون که آزاده شروع می کنن به همديگرو زدن که با با ماله منه. همين قصه وقتی مامانشونم از سر کار مياد شروع ميشه منتها شبا يکيشون پيش من می خوابه يکيشون پيشه مامانش

طیبا

چه دل به دل راه داره من ديروز آرشیو وبلاگتان را save کردم و کلی از وبلاگتان را خواندم و دلم می خواست با مامانی که دو تا دوقلوی ناز داره آشنا بشم آخه من خيلی پويا و پايا و پگاه جون و شيطونيهاشون جوشم اومد و کلی از کاراشون خنديدم مخصوصا بهانه گيری پگاه خانم خدا سه تايشونو براتون حفظ کنه که هم خيلی ماهن و هم خيلی نازن در ضمن خسته هم نباشد حتما رسیدگی به دوقلوها خیلی سخته

مامان و ماني

سلام...... اول به ماماني گل گلاب و يه خسته نباشيد جانانه........ خداي من.... چقدر سخته..... سه تا بچه ..... تازه دو قلو هم داشته باشي كه هيچي......... حالا واقعاً پگاه هنوز پيش شما ميخوابه؟؟؟؟؟؟ حتماً عروسكهاشم مياره ...... از همين ميترسم ديگه ...... هر چي بزرگتر شده عقلش بيشتر ميرسه و جداكردنش سخت تر ميشه......

مامان و ماني

دوماً سلام به پگاه خانمي و داداشهاي گلش..... گلكم بهتره كمتر بهونه گيري كني تا مامان به داداشهاي گلتم برسه...... ميدوني كه مامان چقدر دوستت داره ديگه...

شيلا

سلام مامانی ممنون از لطفی که به من داری . من و آقای همسر عاشق دو قلو هستيم مخصوصا از اينايی که از ديوار راست بالا ميرن.خدا سه تا گل قشنگتو برای خودت و همسرت سالم و تندرست نگه داره

مامان آرتا

سلام عزيزم آرتا هم گاهی اينجوری ميکنه که بعدش معمولا يا مريض ميشه سرمايی ميخوره يا قبلش .شايد داره مريض ميشه ديگه چيزی به ذهنم نميرسه اين روزها بچه ها خيلی پيچيده شدند

شمسی خانوم

عزيزم اين بهانه گيريا هم خاصيت سنشه... هم دختر بودنش. نبايد جدی بگيری. بذار بهانه ش رو بگيره ولی نذار که تو رو تحت نفوذ بگيره. خيلی باهاش مهربون باش ولی منطق خودت رو اول حاکم کن که اون تو رو کنترل نکنه. جدی نگير. اين خاصيت دختر بچه هاست. احتمالن ادامه هم داشته باشه. من خودم هم همين طوری بودم! و توی سن ۱۰ سالگی خوب شدم! نمی گم که نااميد بشی. می گم که بدونی همه ی بچه ها اين جوری هستن و بلاخره اين دوره طی می شه و اون وقته که می بينی صبر کردن ها و مهربونی ها و در عين حال قاطع بودن ها نتيجه می ده. اگه خيلی مستاصل می شی با يه مشاور خـــــــــــــــــوب مشورت کن. حتمن خوب باشه ها! خسته نباشی عزیزم.

parastoo

giti joon hanooz avale rahi.in karaye pegah ham khase seneshe ,khoob mishe negaran nabashe

[قهقهه][دلشکسته][لبخند][گل]

hjggukgggg[بغل][تماس]