روزيکه دوست مامان از من و داداشی ها عکس با کلاس انداخت

من و داداشی ها:( 31 فروردين ۱۳۸۵)

(   تقريبا" ۳ سال و نيمگی من و يک سال و نيمگی اون فسقلی ها)

پگاه جون که خیلی ماشاا... بزرگ شده ( طفلکی ...من)

اينم از ژست من.....

شیطونک پایاست و اونی که داره مثل بچه های خوب شیر میخوره پویاست

   تو اين عکس آقايون لم دادن و شير ميخورن انگار نه انگار  که ميخوان ازشون عکس بندازن28.gif

    فکر نکنم هيچوقت هم از اين ژستشون ناراحت بشن.... با اينهمه که تحويلشون ميگيرن09.gif

و بالاخره اينم نتيجه تلاش مامانی ( تلاش شبانه روزی) برای اينکه بتونه يک عکس از ما سه تا با هم بندازه...................

از سمت راست پایا ، من و پویا

پويا  پايا پدر مامان رو در آوردن تا  يک لحظه بشينن که دوست مامان يک عکس سه تايی بتونه ازمون بگيره!      

                                             

/ 3 نظر / 42 بازدید
ميم

الهيييييييييييييييييی ! آخه چقده شما گوگولی هستين خدا ! قربونتون برم جوجوها ! ژستت خيلی قشنگه پگاه خانوم ، چقدر پيرهنت قشنگه ! بوس و بغل و ماچ برای هر ۳تاتون !

کیمیا

الهی من دور شما سه تا بگردم که یکی از یکی گل تر هستید . من قربونت می رمممممممممممممم مخصوصا تو پگاه جونم خیلی عروسکی

ميترا

به چه خانمی شده اين پگاه خانم و چه داداشی های گلی هم داره. مامان و بابا شما هم واقعاْ خسته نباشيد.