اولين عيد نوروزی که من منتظرش بودم

همگی سلام ....

امسال من خيلی موقع عيد ذوق کردم چون ديگه تقريبا همه چی رو راجع به عيد و عيدديدنی و هفت سين می دونستم.... مامان هم چند تا کتاب برام خريده بود که مامان نرگس برام بخونه تا بدونم چيکارا بايد تو عيد انجام بدم ....

قبل از تحويل سال که مامان هفت سين رو می چيد برام يکی يکی اسماشونو گفت . ولی اينا با اونايی که ما تو مهد کودک ديده  بوديم فرق می کرد. آخه ما بچه ها توی مهد کودک هر کدوممون يکی از سين ها بوديم . مثلا من سنجد بودم. حالا سنجد روی ميز خونمون شکلش با من يکی نبود.... مامان يک چيزايی برام توضيح داد.02.gif

کلی مامان و بابا از من و داداشی ها اون موقع عکس انداختند و فيلم گرفتن. چند تا از عکسام اين پايين هست. با اينکه ۲ تا داداشی ها هم هستندولی مامان منو يک جورايی سفارش تحويل می گيره.... مثل اون آهنگ شهيادکه هی ميگه  سفارشي  سفارشی....

تا سال هم  تحويل شد مامان اينا شماره تلفن مامان نرگساينا  رو گرفتن و من با همه حرف زدم و گفتم  سلام ... عيدت مبارک و دوستت دارم ... کلی از اين جمله همه خوششون اومد.

توی تعطيلات هم خيلی بهم خوش گذشت ولی بعد از يک هفته دلم واسه مهد کودک و مربی هام تنگ شده بود.

 قبل از عيد توی خونه ...بعد از عيد توی خونه خودمون و همه جاهايی که می رفتيم يا خودم شعر سنجد و هفت سين رو می خوندم يا مامان و بابا می گفتن بخون... بعضی وقتا واقعا" دلم نمی خواست بخونم.... ولی واسه شماها می خونم

من سنجد لباس گلی      سرخ و سفيد و تپلی

با ناز و اطوار و ادا           می نشينم پيش شما    عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک

من سنبلم من سنبل     همنشينم با بلبل

وقتی ميام به بستان     با غبون ميشه خندان   عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک

من سبزه قشنگم         با سرما ها می جنگم

وفتی ميام به دنيا          دنيا ميشه چه زيبا     عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک     

اسپند و اسپند دونه         اسپند سی و سه دونه

چشم حسود می سوزه   وقتی مياد تو خونه   عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک

سلام سلام بچه ها   سمنو کوچيک شما

بدون قند و شکر       از عسلم شيرين تر   عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک

من سيرم و لذيذم   يک کمی تند و تيزم

نزديک عيد نوروز      با طبل حاجی فيروز    عيد شما مبارک ... عيد شما مبارک

و..................

  من و هفت سین مامان

اينم از من و هفت سين امسال مامان 

من و داداشی ها                      من و داداشی ها خونه عمه ملی

سمت راست من توی عکاس بالا  فکر کنم پاياست و سمت چپم پويا....25.gif

  پویا و پایا در حال بوس کردن همدیگه                      ببینین چه جوری این داداشی ها سه چرخه منو صاحب شدن

 دنيايی داريم با اين داداشی ها... می بينيد چه جوری بايد التماس کنم از چرخم پیاده بشن17.gif

 

 

/ 3 نظر / 40 بازدید