درباره مامانم

سلام به دوستای نازنینم و مامان باهای گلشون

امروز می خوام کمی راجع به مامانی براتون حرف بزنم.مامانی من خیلی این روزا خیلی فکرش مشغوله. از دست گرفتاریها یا مشکلاتی که من و داداشی هام براش درست کردیم و کار تمام وقت ادارش و کارای خونه و رسیدگی به امور روزمره و درد ستون فقراتش که یکسالی هست داره باهاش مدارا می کنه و یه عالمه کارای دیگه که مامانا و باباها بهتر می دونن.02.gif اینه که مامانیم تصمیم گرفته کارش رو عوض کنه و البته این تصمیم رو از وقتی داداشی ها تو دلش بودند داشته و هر سال یه جورایی منصرف شده ولی ظاهرا امسال خیلی جدی شده50.gif

مامانی میخواد خانم معلم بشه... بره و به دخترخانوما کامپیوتر یاد بده

البته این چیزیه که به ما گفته و این روزام همش دنباله کاراشه... خلاصه مامانی طفلی کار ۱۵ سالشو داره به خاطر شرایط زندگی عوض می کنه. میگه ۳ روز میره مدرسه و بعدشم تابستونا تعطیله و از این جور دلایل  .... دعا کنین کارای اداریش زودتر تو این چند روزه انجام بشه . چون هر روز به بابا میگه که آموزش و پرورش شلوغ بوده و کارشو انجام ندادن.... خدا کنه وضع ما بهتر بشه و کمتر بریم مهد کودک03.gif

خلاصه مامانی یا بعد از عوض کردن کارش وب لاگ مارو هم تعطیل می کنه یا اینکه وقتش بیشتر میشه و بیشتر برامون می نویسه... پس دیگه کسی نگرانش نباشه و دلخورم نباشه که دیر به دیر می نویسه... فقط براش دعا کنین که زودتر تکلیفش روشن بشه و به همه کاراش برسه

49.gifاز همه دوستام و ماماناشون ممنونم که برای مامانی دعا می کنن49.gif

راستی روزه هاتونم قبول... من هی میگم سحری منو بیدارکنن ولی مامان میگه بیدارت می کنیم و تو بیدار نمی شی .02.gif منم دیشب رفتم خونه مامان نرگس اینا و بالاخره موفق شدم که سحر توسط مامان نرگس بیدار بشم و صبح که مامان اومد دنبالم بهش گفتم که من روزه هستم 41.gif

/ 25 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پوریا

سلام. پگاه جان در حضور مامانی شما ما جسارت نمی کنیم . ما بایدبیایم از مامانی شما یاد بگیریم .

فاطمه زهرا کوچولو

سلام مامانی زحمتکش و مهربون.... خاله جون ایشاله هر چه زودتر همه ی مشکلاتتون حل بشه... دوستای منم قول میدن بیشتر با شما همکاری کنن

ونوشه مامان سارا

سلام چند باره به ماماني خوب و مهربون . مانلي دختردايي منه كه كانادا زندگي ميكنه . باز هم ميشناسيش

مامان نيما

بچه ها تو رو خدا انقدر مامان جون رو اذيت نکنيد. آخه گناه داره. يه دوقلو. بابا يه قلش هم سخته چه برسه به دو تا. واقعا خدا صبر بده با انرژی فراوون. موفق باشی

مريم

ما هم واسه مامانی دعا ميکنيم.

فرهادبابای پارسا آيسا ومهسا

سلام الان موقع سحر هستش خواستم بگم بيادتون هستيم و دعا می کنيم کار انتقالی درست بشه و انقدر وقت داشته باشين تا دوباره از پگاه عزيزمونو دوقلو های خوشگل بنويسن و مارو ازشون بی خبر نزارين

سارا

سلام از طریق وبلاگ آقا فرهاد باهاتون آشنا شدم و از آشناييتون خوشبختم خوشحال می شم بمن سر بزنی پگاه گلت و دوقلوها رو ببوس اميدوارم زودتر کارت درست بشه

رادين

سلام پگاه جون . پايا و پويا جون اميدوارم كار ماماني يه جوري بشه كه بيشتر پيشتون باشه ما قرار وبلاگي رو خيلي دير خبر دار شديم يه هفته بعد عكسا هم كه باز نميشه دفعه بعد ما رم خبر كنيد لطفا