خداحافظ مهد کودک رنگين کمان

تابستون و برنامه جديد من و داداشی ها:10.gif

من ديگه قراره نرم مهد کودک يعنی از امروز ديگه نرفتم... مهد کودک داداشی هام تابستون تعطيله و ليلا جون که مربی اونا بوده مياد خونه و مواظب اوناست و منم قراره هم پيش ليلا جون باشم و هم پيش مامان نرگس...چون هم  هوا هم خيلی گرمه سخته من رو تو گرما اينهمه راه ببره و بياره و هم فکر کنم مامان  اينا نميتونن هم شهريه مهد من رو بده هم هزينه نگهداری داداشی ها در خونه رو خلاصه اينکه فعلا اين نقشه رو واسه ما کشيدن که حالا ببينيم چی ميشه و با نقششون ميتونيم را بيایيم يا نه؟

ديروز که سميه جون مامان خداحافظی می کرد ميگفتن دلشون واسه من خيلی تنگ ميشه و اکرم جون ميگفت که من نمک کلاس هستم و حالا بدون من چيکار کنن؟...چون من همش واسشون نقشه می کشيدم که چيکار کنيم ؟؟؟؟33.gif يکسال و سه ماهی می شد که من ميرفتم مهد کدوک رنگين کمان حالا نه من ميدونم نه مامان که ميتونم اون جا رو يادم بره يا اينکه بهونه اونجا رو ميگيرم!!! فکر کنم اگه بخوام يه روزايی اونجا برم مامان منو ببره چون ديروز زهرا جون ( از مديران داخلی مهد من)  ميگفت حتما به ما سر بزنين و پگاهی رو بيارين( چون اسم دخترش هم پگاهه منو خيلی دوست داره) تازه ديروز چند تا استخر بادی هم گذاشت تو حياط مهد ( مثل پارسال) و کلی دل منو آ کردن من فکر ميکردم که ميتونم برم تو آب ولی مامان گفت نمی شه و قرار گذاشته برای من و داداشی ها استخر بخره.... (آخ جون.............) برام يه مايو جديد هم خريده .......

راستی شهرزاد جونم اومده ايران و يک شب با عمه ملی و عمو صادقی و امير و شهرزاد ۵ تايی شام رفتيم بيرون ( يعنی اونا منو بردن)

جمعه هم عروسی خاله مائده بود( دختر خاله مامان) کلی با داداشی ها رقصيديم و شيطونی کرديم منم عروس کوچولو شده بودم01.gif

و ديگه اينکه فعلا خبری نيست تا بعد..................

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
مامان صبا

سلام گلهای خوشگلم...آخی نازی عزيزم ...توی خونه با داداشيهات حتما خوش ميگدره...استخر جديد هم پيشاپيش مبارک ...صبا که خيلی دوست داره...همش آب بازی ميکنه....عروس کوچولو خاله فدات شه ان شالله عروسيت گلم...فرشته کوچولوها ميبوسمتون وبه خدا ميسپارمتون

مامان صبا

سلام....اولللللللللللللل.وای چه کيفی ميده اول شدن

مامان صبا

سلام..من هم حداروشاکرم به خاطر همه الطافی که به من داشته ..بزرگ شدن صبا برام جالبه آخه من هيچ بچه کوچکی روازنزديک نديدم واسه همين همه کارهاش برام جالبه...خداوند همه مادرها رو حفظ کنه...واسه ۳ تا فرشته ناز

ميم

پگاه خوشگل عزيزم ! تابستون و برنامه های جديد بهت خوش بگذره ! خوش به حال مامان نرگس و لیلا جون و طفلکی سميه جون که دلش برای تو تنگ مي‌شه ! منم که چند روز اينجا نمي‌آم دلم برات تنگ مي‌شه پگاه جونم .بوس و بغل برای تو و داداشی هات !

شهرزاد، مامان حسين

سلام مامانی. از اينکه با وبلاگ دختر گلت آشنت شدم خيلی خوشحالم. راستش من امروز هزارتا کار دارم اما از اين وبلاگ و حرفای بامزه پگاه جون خوشم اومد و نشستم همه رو هوندم. فقط چرا انقدر دير دير به روز می کنی. بعدشم. واقعا دست مريزاد. ما تو يکيش مونديم. تو چطوری سه تا رو نگه می داری.