بازم مهد کودک جدید

سلام به همه دوستان کوچیک و بزرگمون... بله همون طور که معلومه بازم مهد کودک ما عوض شد.02.gif

یه سال می رفتم رنگین کمان از دوسال و نیمگی تا سه سال و نیمگی ( هنوزم به نظرم بهترین مهد کودکه.... نزدیک اداره مامانه... مامان می گه سه تاییمونو  نمی تونه ببره تا اونجا با این طرح زوج و فرد که یکروز در میون ماشین نداره)

تابستونش خونه بودم

از ۴ سالگی تا تابستون مهد بهشت که با داداشی ها یه جا بودیم... که اصلا اونجا رو دوست نداشتیم

تابستون امسالم مهد گلسا که خیلی اونجا رو دوست داشتیم

از دست این مامانی با این کاراش... خودش می خواد کارشو عوض کنه اونوقت مهد  ما رو هم عوض می کنه07.gif اونم بی یاجازه از ما.. عجب روزگاریه ها ... مامانا یادشون می ره از بچه هاشون اجازه بگیرن39.gif

بله مامان خانومی فقط روز اول مهر که عصرش اومد دنبالمون دم مهد بهمون گفت که زهرا جون رو بوس کنین ( همون خانوم مربی که صبح ها و عصر ها ما رو تحویل می گرفت و تحویل می داد)  و وقتی ما ازش پرسیدیم چرا ؟ گفت بریم خونه بهتون بعدا می گم.....!!!! بله دوستای گلم این بود که ما بدون اینکه از دوستای قبلیمون و مربی هامون خداحافظی کنیم  از فرداش رفتیم یه مهد کودک دیگه....عجب ار دست مامانی... کاشکی خودشو جای ما بزراه....

البته بد نیست چند تا از دلایل مامانی رو هم بنویسم07.gif

۱. به علت اینکه تاریخ تغییر کارش مشخص نشده و ممکنه ۱۰ یا ۱۵ روز هم طول بکشه یا یکی دوماه و باید شهریه ما رو روزانه با مهد ها حساب کنه و این دردسر سازه و هیچ مهدی زیر بار نمی ره

۲. از مهدمون زیاد راضی نبود و به قول مامان ما هیچ پیشرفتی اونجا نداشتیم

۳. مهد جدید تو کوچه خودمونه و ما پیاده هم می تونیم به راحتی بریم و برگردیم و نیازی نیست روزایی که مامان با ماشین سرکار نمی ره ماشین رو واسه خاطر ما بیاره و بعد بزراه خونه مامان نرگس اینا و عصرا هم اونا مارو بیارن ... اینجا دم خونه هست و هر ساعتی برسه ما رو با خودش میاره خونه

  13.gif    حالا قضاوت با خوانندگان محترم  13.gif

یواشکی39.gif

ما سه روزه که میریم مهد جدید... جز نیم ساعت اول که برام محیط جدید بود زودی به کلاسم عادت کردم و فقط ناراحتم چون اینجا روز اول دوستای جدید نداشتم....که مامانی می گه اگه اخلاقم خوب باشه همه باهام دوست می شن

دیشب که بابا ازم پرسید اینجا بهتره یا مهد قبلیم بهش گفتم اینجا و وقتی با مهد بهشت پرسید گفتم بازم این مهد جدیدم ( حافظ شکوفه ها) ولی وقتی با رنگین کمان خواست مقایسه کنم بهش گفتم رنگین کمان...........

دست مامانی درد نکنه ..... من این مهد رو با همه چیزایی که گفتم دوست دارم50.gif

همه مامانا علاوه بر مصالح خوشون فکر ما هم هستند مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟01.gif

داداشی ها هم روز اول تا مامان اونجا بود گریه کردن ولی بعدش خوب شدن و از فرداش پویا به راحتی اونجا رو ژذیرفت ولی اقا پایا با گریه اومد مهد ولی بعدش خوب بود.... امروز هم که سه تاییمون عالی رفتیم به مهد کودک جدیدمون......

 

اینم دو سه تا عکس از روز اول در مهد حافظ شکوفه ها+ یه عکس از آرنیکا کوچولو

اینم از طرف من و داداشی ها برای همه گلهای وبلاگی49.gif11.gif

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهادبابای پارسا آيسا ومهسا

سلام پگاه جان ما هم برای شما و داداشی ها آرزوی موفقيت داريم.انشاءالله که همين روزا کار انتقالی مامانی هم درست ميشه

سارا

به به پگاه جونی مهد جديد مبارک عکسهاتون هم قوق العاده زيباست

سارا

راستی مامان خوب پگاه جون با اجازه شما رو لينک کردم

afshin,germani

مجرم: زن سقط کرده قربانی:جنین قاضی: قانون مردسالار وکیل مدافع: کسانی که زن را فقط مادر م

سارا

راستی مدرسه پگاه زير پل کريمخان است

سارا

سلا م به مامان خوب پگاه جون و پويا و پايای عزيز باور کن منديروز شماها رو لينک کردم ولی امروز نمايش دادهدر هر صورت ديگهراحت می تونم بهتون سر بزنم و مرسی از تبادل لينک

سارا

پگاه نازنين روز جهانی کودک به تو و داداشی های نازت مبارک هميشه شاد باشيد